مقصر نیستیم اخه بیاد نمیاوریم اون شبهایی را که چند ماهمون بود و پدر و مادر وقف ما بودند
مقصر نیستیم اخه نه اینکه حالا سالمیم وقوی یادمون نمیاد که توبچگی چند بار نزدیک بود با یه تب بریم.
مقصر نیستیم چون هنوز پدر ومادر نشده ایم که از گلوی خودمان در بیاریم بزاریم دهن بچه.
و مقصر نیستیم چرا که بیاد نمیاوریم.و نمیدانیم .
بله مقصر نیستیم چون نادانیم و احمق و بر نادان حرجی نیست اما وای بر انان که چشمشان را بسته اند که نبینند.بدانید که همه رفتنی هستیم:
در کارگه کوزگری بودم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
هر یک به زبان حال با من گفتند
کو کوزه خر و کوزه گر و کوزه فروش
خدایا ما را در راه خدمت به پدر و مادرمان سربلند گردان ..............امین
مقصر نیستیم اخه نه اینکه حالا سالمیم وقوی یادمون نمیاد که توبچگی چند بار نزدیک بود با یه تب بریم.
مقصر نیستیم چون هنوز پدر ومادر نشده ایم که از گلوی خودمان در بیاریم بزاریم دهن بچه.
و مقصر نیستیم چرا که بیاد نمیاوریم.و نمیدانیم .
بله مقصر نیستیم چون نادانیم و احمق و بر نادان حرجی نیست اما وای بر انان که چشمشان را بسته اند که نبینند.بدانید که همه رفتنی هستیم:
در کارگه کوزگری بودم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
هر یک به زبان حال با من گفتند
کو کوزه خر و کوزه گر و کوزه فروش
خدایا ما را در راه خدمت به پدر و مادرمان سربلند گردان ..............امین
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 9:3  توسط سعید
|
