چند سالی میشد طرف بازیهای کامپیوتری نرفته بودم اخه اونو برای بچه ها و ادم علافها می دونستم دیشب که شب جمعه هم بود یه جورایی دوست داشتم تنها باشم و این بود که کانکت نشدم چندتا فیلم دیدم و اخر شب هم چشمم خورد به یه سی دی بازی که بازی های ساده شبیه اتاریهای قدیم روش بود بازیها رو نصب کردم و شروع کردم به بازی .غرق بازی شده بودم که مادرم صدام کرد که پاشو بخواب صبح شده. ساعت پنج بود و من نزدیک چهار ساعت مشغول بازی کردن بودم.از بازی خیلی لذت بردم بعداز اون هم یه خواب راحت رفتم.
منظورم از بیان این قضیه این بود که بگم هیچ اشکالی نداره که ماهم مثل بچه ها بازی کنیم.اصلا ماهم بچه ایم کی گفته بچه حتما سن بخصوصی داره.من دوست دارم همیشه بچه باشم .حالا که دقت میکنم میبینم هر چی مشکل و بدبختی داریم از اینه که خودمون را بزرگ میدونیم .یه کم به دنیای بچه های کم سن و سال با دقت نگاه کنیم می بینیم از دنیاشون لذت میبرند.من که از حالا به بعد علیرغم مشکلات زیادی که تو زندگیم هست میخوام مثل یه بچه سی ساله زندگی کنم و امیدوارم در صد سالگی هم بچه باشم.
